دوستت دارم اما عاشقت نيستم،
شنيدن صداي تو را دوست دارم،
وقتي حرف ميزني به صدات گوش ميدم نه به حرفات،
دوست دارم ساعتها محض صداي تو را بشنوم و
اصلا برام اهميتي نداره که صداي تو حاوي چه کلماتي است،
حاضرم هزار بار به من بگی "برو گم شو"
تا بتونم با لذت هزاران بار صداي"ب" و "ر" و "ش" را با طنين و صوت و لحن و تن تکلم تو بشنوم.
دوست دارم به جاي آنکه دستاتو  لمس کنم ساعتها به تو خيره بشم،
بدجوري آلوده روح تو شدم...